کد خبر 288147
۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۳۴

گفت‌وگوی جذاب با جانباز ۷۰ درصد/ قبل از جراحی گفتم مرگ بر آمریکا + فیلم

گفت‌وگوی جذاب با جانباز ۷۰ درصد/ قبل از جراحی گفتم مرگ بر آمریکا + فیلم

عباس جعفر آقایی، جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس، در مجموعه‌ای از خاطرات خود، از روزهای نوجوانی و حضور داوطلبانه در جبهه، فعالیت در امور مهندسی سپاه، مواجهه با حملات شیمیایی و حادثه انفجار در عملیات خیبر تا ماه‌ها درمان، ده‌ها عمل جراحی، ازدواجی ساده پس از جنگ و دغدغه‌های امروز خود برای آینده کشور سخن گفت.

عباس جعفر آقایی، جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس که در عملیات خیبر از ناحیه دست و صورت دچار سوختگی شدید شد، در گفت‌وگو با خبرنگار حیات از خاطرات خود، در سال‌های نوجوانی، حضور داوطلبانه در جبهه و مسئولیت‌هایش در امور مهندسی سپاه و بسیج سخن گفت.

وی اظهار کرد: پیش از دریافت دیپلم نیز راهی جبهه شدم. به دلیل تحصیل در رشته الکترونیک، در خرمشهر به همراه معلمم برای بازسازی تأسیسات برق فعالیت می‌کردیم. مسجد جامع خرمشهر بر اثر بمباران آسیب دیده بود و ما برای راه‌اندازی مجدد برق آنجا و همچنین برخی مدارس شهر اقدام کردیم تا زمینه بازگشایی مدارس فراهم شود.

آقایی با اشاره به نخستین روزهای حضورش در جبهه افزود: در همان ماه اول، ما را به سوسنگرد بردند. در یکی از شب‌ها دعای کمیل با نوای حاج صادق آهنگران برگزار می‌شد و از بیرون سنگر به آن گوش می‌دادم. شرایط اسکان بسیار سخت بود؛ در سوله‌ای بدون امکانات، بدون پتو و بالش و تنها روی موکت استراحت می‌کردیم و سرمای شدیدی حاکم بود.

وی ادامه داد: پس از حدود یک ماه به تهران بازگشتم، اما برخی اطرافیان تصور می‌کردند برای فرار از درس به جبهه رفته‌ام. این موضوع برایم سنگین بود. در آن سال هشت درس تجدید آوردم، اما با کمک دوستانم ـ از جمله یکی از شاگردان ممتاز کلاس ـ در پارک شهر دور هم جمع می‌شدیم و درس می‌خواندیم. با تلاش مضاعف توانستم همه امتحانات را در شهریورماه قبول شوم و دیپلم بگیرم.

این جانباز دفاع مقدس با بیان اینکه در سال‌های نوجوانی پدر خود را از دست داده بود، گفت: مسئولیت خانواده بیشتر بر دوش مادرم و برادرانم بود. پس از اخذ دیپلم و دریافت گواهینامه در ۱۸ سالگی، با رضایت مادرم دوباره عازم جبهه شدم. آنچه انگیزه بازگشتم را بیشتر کرد، مشاهده جنایات بعثی‌ها علیه مردم بی‌دفاع بود که غیرت و احساس مسئولیت مرا دوچندان کرد.

آقایی با اشاره به فعالیتش در قرارگاه کربلا افزود: به عنوان راننده امور مهندسی سپاه و بسیج خدمت می‌کردم. هر روز مهندسان را برای تعمیر ماشین‌آلات سنگین، لودر، بولدوزر و حتی ادوات زرهی به مناطق مختلف منتقل می‌کردم و علاوه بر آن در تأمین تدارکات نیز همکاری داشتم.

وی در ادامه به حضور در منطقه جُفِه و جزیره مجنون اشاره کرد و گفت: بی‌اطلاع از زمان دقیق عملیات، مأمور شدم به همراه دو نفر به منطقه اعزام شوم. در آنجا مهندسان در حال احداث پل بودند. در همان زمان یک هواپیمای عراقی در ارتفاع پایین مشاهده شد. لحظاتی بعد صدای باز شدن محموله‌ای شبیه به کپسول به گوش رسید و مشخص شد حمله شیمیایی صورت گرفته است.

این جانباز دفاع مقدس خاطرنشان کرد: به ما هشدار دادند از محل اصابت دور شویم، چرا که گاز خردل در حال انتشار بود. تعدادی از نیروها را با خودرو از منطقه دور کردم. خوشبختانه در آن مقطع آسیب گسترده‌ای به نیروهای همراه وارد نشد، اما رژیم بعث بارها از سلاح‌های شیمیایی علیه رزمندگان و حتی مناطق مسکونی استفاده کرد.

نجات معجزه‌آسا در میان شعله‌های آتش

آقایی در ادامه با اشاره به مأموریتی که از سوی مسئول مافوق خود دریافت کرده بود، اظهار کرد: در یکی از شب‌ها حوالی ساعت دو و نیم بامداد، با وجود خستگی و خواب‌آلودگی شدید، مأمور شدم برای انتقال یک دستگاه جوش به منطقه‌ای موسوم به «سه‌راه فتح» بروم. با توجه به احتمال اتمام سوخت خودرو در مسیر، تصمیم گرفتم در همان محدوده عملیاتی سوخت‌گیری کنم.

وی افزود: به همراه دو نفر دیگر سوار خودرو شدیم و به محل استقرار یک تانکر بزرگ سوخت در نزدیکی منطقه عملیات رفتیم. در کنار این تانکر که ظرفیتی در حدود ۶۰ تا ۷۰ هزار لیتر داشت، محلی برای تردد خودروها تعبیه شده بود. خودرو را به پایین محل هدایت کرده و اقدام به سوخت‌گیری کردم.

این جانباز دفاع مقدس ادامه داد: پس از اتمام سوخت‌گیری و بستن درِ باک، قصد حرکت داشتم. خودرو متعلق به بنده نبود و برای روشن شدن نیاز به چند بار استارت زدن داشت. پس از چند تلاش برای روشن کردن خودرو، در سومین استارت ناگهان انفجار شدیدی رخ داد و محل در آتش فرو رفت.

آقایی با بیان اینکه در لحظات ابتدایی انفجار، خطر سوختن کامل خودرو و سرنشینان وجود داشت، گفت: به همراه دو نفر دیگر که در خودرو بودند، بلافاصله برای خروج از محل اقدام کردیم. با وجود گسترش شعله‌ها، موفق شدیم از مسیر سربالایی عبور کرده و خود را به بالای محوطه برسانیم، اما شعله‌های آتش به بدن و لباس من سرایت کرده بود.

وی در ادامه روایت خود اظهار داشت: در آن شرایط بحرانی، با تمام وجود حضرت سیدالشهدا (ع) را صدا زدم. در حالی که شعله‌ها اطرافم را فرا گرفته بود، به ذهنم رسید که خود را روی زمین بیندازم و به خاک بمالم. با انجام این کار، آتش مهار شد و از گسترش بیشتر آن جلوگیری شد.

جعفر آقایی این حادثه را یکی از سخت‌ترین لحظات دوران حضور خود در جبهه عنوان کرد و افزود: اگر لطف و عنایت الهی نبود، ممکن بود این حادثه به فاجعه‌ای بزرگ تبدیل شود.

روایت روزهای درمان؛ از بیمارستان صحرایی تا ۳۵ عمل جراحی

جعفر آقایی، جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس، در ادامه روایت خود از حادثه انفجار و سوختگی شدید، به تشریح مراحل درمان و جراحی‌های متعددش پرداخت.

وی با اشاره به انتقال اولیه‌اش پس از حادثه گفت: پس از انفجار، مرا به یک بیمارستان صحرایی زیرزمینی در نزدیکی همان منطقه منتقل کردند. پزشکان در آنجا پوست‌های آسیب‌دیده را برداشتند و پانسمان اولیه انجام شد. بخشی از پوست صورتم نیز از بین رفته بود که آن را نیز پانسمان کردند.

آقایی افزود: به دلیل شدت جراحات، تصمیم گرفته شد که با سرعت به اهواز منتقل شوم. بعدها همرزمانم برایم تعریف کردند که وقتی آمبولانس به بیمارستان رسید، یکی از پزشکان متوجه شد که تنفس من به سختی انجام می‌شود. پیش از انتقال به اتاق عمل، در راهرو با اقدامی فوری، با ایجاد برشی در ناحیه گلو و قرار دادن لوله، راه تنفسی‌ام را باز کرد و عملیات احیا را انجام داد. همان اقدام به موقع باعث شد دوباره علائم حیاتی‌ام بازگردد.

این جانباز دفاع مقدس ادامه داد: پس از آن دوباره بیهوش شدم و زمانی به هوش آمدم که در هواپیمای ۱۳۰ ارتش جمهوری اسلامی ایران در مسیر انتقال به تهران بودم. به من گفتند اگر چند دقیقه شرایط را تحمل کنم، پس از اوج گرفتن هواپیما وضعیت بهتر خواهد شد. اما دوباره بیهوش شدم.

به گفته آقایی، پس از انتقال به تهران، به چند مرکز درمانی از جمله بیمارستان‌های مصطفی خمینی و ساسان مراجعه شد، اما به دلیل شدت بالای سوختگی، در نهایت به بخش سوانح سوختگی بیمارستان مطهری منتقل شد.

وی اظهار کرد: در روزهای نخست به دلیل ازدحام بیماران، در راهرو بستری بودم تا اینکه بعداً به بخش منتقل شدم. شرایط جسمی بسیار سختی داشتم؛ گاهی احساس سرما می‌کردم و گاهی سوزش شدید، چرا که بخش زیادی از پوست بدنم از بین رفته و اعصاب بدون پوشش مانده بود.

او با بیان اینکه پس از سه ماه بستری از بیمارستان مرخص شد، گفت: پزشکان اعلام کردند بدنم مستعد تولید گوشت اضافه (کلوئید) است و همین مسئله روند درمان را پیچیده‌تر می‌کرد. برای جلوگیری از آسیب به بینایی، چندین بار روی پلک‌هایم عمل پیوند پوست انجام شد، زیرا در صورت عدم اصلاح، احتمال از دست دادن هر دو چشم وجود داشت.

آقایی افزود: در کمیسیون پزشکی تصمیم گرفته شد برای ادامه درمان به آلمان اعزام شوم. در آن زمان، دست‌هایم به هم چسبیده بود، انگشت شستم کارایی نداشت، دهانم جمع شده بود و در ناحیه بینی و صورت بافت اضافی و مشکلات متعدد داشتم. در مجموع ناچار به انجام ۳۵ عمل جراحی شدم که بخش قابل توجهی از آن‌ها مربوط به اصلاح پلک‌ها بود. حتی پس از جراحی، مجدداً گوشت اضافه رشد می‌کرد و نیاز به عمل‌های مکرر وجود داشت.

وی خاطرنشان کرد: علاوه بر پلک‌ها، در نواحی مختلف از جمله سر و دست‌ها پیوند پوست انجام شد و برای جداسازی انگشتان نیز چندین مرحله جراحی صورت گرفت، زیرا چسبندگی و رشد بافت اضافی مانع حرکت طبیعی آن‌ها می‌شد.

این جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس در تأکید کرد که با وجود همه سختی‌ها و جراحی‌های متعدد، توانست مراحل درمان را پشت سر بگذارد و امروز بخش مهمی از سلامتی خود را مدیون تلاش پزشکان و دعای خیر مردم می‌داند.

آقایی: انقلاب ثمره خون شهداست؛ جوانان مراقب فریب دشمن باشند

جعفر آقایی، جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس، در ادامه سخنان خود با تأکید بر نقش ایثارگران و خانواده‌های شهدا در حفظ انقلاب اسلامی، از نسل جوان خواست نسبت به سرنوشت کشور و صیانت از دستاوردها احساس مسئولیت داشته باشند.

وی با اشاره به فداکاری‌های دوران جنگ تحمیلی اظهار کرد: نوجوانان و جوانان بسیاری جان خود را در راه دفاع از کشور فدا کردند و خانواده‌های شهدا عزیزترین سرمایه‌هایشان را از دست دادند. همچنین جانبازان بسیاری با قطع عضو یا تحمل سال‌ها درد و رنج ناشی از جراحات جنگی زندگی می‌کنند؛ برخی نیز سال‌ها پس از مجروحیت، بر اثر عوارض همان آسیب‌ها به شهادت رسیدند.

آقایی افزود: انقلاب اسلامی ثمره خون این عزیزان است و این یک واقعیت تاریخی است، نه صرفاً دفاع یک جانباز از گذشته خود. امروز این سرزمین متعلق به نسل جوان است و در آینده نیز همین‌گونه خواهد بود، بنابراین کشور نیازمند حمایت، همدلی و مشارکت مسئولانه نوجوانان و جوانان است.

این جانباز دفاع مقدس در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ناآرامی‌ها و اقدامات خشونت‌آمیز سال‌های اخیر گفت: تخریب اموال عمومی، آتش زدن بانک‌ها، اتوبوس‌ها، آمبولانس‌ها و مراکز خدماتی به مردم آسیب می‌زند، چرا که این امکانات با سرمایه ملی و برای خدمت به شهروندان فراهم شده است.

وی تأکید کرد که اعتراض یا مطالبه‌گری نباید به همکاری با گروه‌های خشونت‌طلب و آسیب‌زننده به امنیت عمومی منجر شود.

آقایی همچنین با انتقاد از سیاست‌های آمریکا علیه ایران، به تحریم‌های اقتصادی و حمایت‌های تسلیحاتی این کشور از رژیم بعث عراق در دوران جنگ اشاره کرد و گفت: اگر مدعیان حقوق بشر دلسوز مردم ایران بودند، کشور را در معرض فشارهای اقتصادی و محدودیت‌های گسترده قرار نمی‌دادند.

وی در ادامه با اشاره به اهمیت منابع انرژی کشور، از جمله ظرفیت‌های گازی و پتروشیمی، خاطرنشان کرد: ایران از نظر منابع طبیعی و انرژی جایگاه مهمی در منطقه دارد و همین مسئله موجب حساسیت و رقابت‌های بین‌المللی شده است.

این جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس در پایان ضمن اذعان به وجود مشکلات اقتصادی و معیشتی در کشور تأکید کرد: وجود مشکلات نباید باعث شود که مردم از مسیر قانونی و منافع ملی فاصله بگیرند.

به گفته وی، حفظ امنیت، وحدت و انسجام ملی شرط اساسی عبور از چالش‌ها و تداوم پیشرفت کشور است.

روایت جانباز ۷۰ درصد از ازدواج ساده پس از جنگ

جعفر آقایی، جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس، در بخشی دیگر از خاطرات خود به ماجرای ازدواجش در سال ۱۳۶۹ و آغاز زندگی مشترک پس از سال‌ها مجروحیت و درمان اشاره کرد.

وی با بیان اینکه پس از جنگ شرایط مالی مناسبی نداشت، گفت: سال ۱۳۶۹ ازدواج کردم در حالی که از نظر مالی تقریباً چیزی نداشتم. حتی کمک‌هایی را که در اختیار داشتم، صرف کمک به زلزله‌زدگان رودبار کرده بودم و برای شروع زندگی مشترک سرمایه‌ای نداشتم.

آقایی افزود: در جلسه خواستگاری، وقتی از خانواده‌ام پرسیده شد چه امکاناتی دارم، برادر بزرگم صادقانه گفت «هیچی ندارد». واقعیت هم همین بود؛ نه خانه‌ای داشتم و نه سرمایه‌ای.

این جانباز دفاع مقدس ادامه داد: همسرم پیش از مراسم خواستگاری خوابی دیده بود که من در این دنیا صورتم دچار جراحت جانبازی است اما در آن دنیا بسیار زیبا و نورانی هستم.

به گفته وی، مادر همسرش خطاب به برادر خود تأکید کرده بود که دخترش تمایل به این ازدواج دارد و ملاک را ایمان و سابقه حضور در دفاع مقدس دانسته بود.

آقایی با اشاره به ثمره این ازدواج گفت: حاصل این زندگی مشترک سه فرزند است؛ دو پسر و یک دختر. یکی از پسرانم دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته نفت و گاز است و پسر دیگرم مدرک کارشناسی عمران دارد.

وی در پایان با تأکید بر اینکه شکل‌گیری زندگی‌اش را حاصل لطف الهی و دعای خیر مردم می‌داند، اظهار کرد: با وجود همه سختی‌ها، با توکل به خدا و همراهی همسرم توانستیم زندگی ساده اما آبرومندی را بسازیم.

انتهای پیام/خ

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha